در دیماه ۱۴۰۴، خیابانهای ایران شاهد اعتراضات گستردهای بود که به سرعت به سرکوب خونین تبدیل شد.
به گزارش Axar.az، با بررسی اسناد، دادههای میدانی و روایتهای شاهدان، مشخص شد بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان این اعتراضات کشته شدهاند.
بررسی سن قربانیان نشان میدهد بیشترین تلفات مربوط به افراد زیر ۳۰ سال بوده است؛ نسلی که در نقطه اتصال جوانی و آینده قرار دارد.
جامعهشناسان و روانشناسان، این الگو را بحران نسلی و «نسل بدون آینده» مینامند. جوانانی که افق روشنی برای زندگی نمیبینند، ریسک را بخشی از زندگی روزمره خود تجربه میکنند و اعتراض برای آنان نه عمل غیرعقلانی، بلکه واکنشی قابل فهم است. بسیاری از این جوانان در خانوادههایی بزرگ شدهاند که تجربه سرکوب و تروماهای بیننسلی را داشتهاند، و اکنون تصمیم گرفتهاند سکوت را نشکنند.
گستره جغرافیایی سرکوب و استمرار بازداشتها پس از پایان اعتراضات نشان میدهد هدف حکومت تنها مهار یک حرکت اعتراضی مقطعی نبوده، بلکه فشار بر یک نسل مشخص و حامل بیشترین ظرفیت تغییر اجتماعی بوده است. مدارس، دانشگاهها، محل کار و حتی خانهها به فضاهای بالقوه سرکوب تبدیل شدهاند. این الگو در جامعهشناسی سیاسی و حقوق بشر به عنوان «سرکوب نسلی» شناخته میشود.
در نهایت، آنچه امروز به عنوان سرکوب اعتراضات توصیف میشود، تصویری از خشونت علیه یک نسل است؛ نسلی که خواست زندگی قابل پیشبینی، با کرامت و معنا را داشت و اکنون هدف مستقیم این سرکوب قرار گرفته است.