یکی از قابلتوجهترین نکاتی که رئیسجمهور الهام علیاف امروز در سخنان خود مطرح کرد، مربوط به پذیرفته شدن آذربایجان بهعنوان یک «قدرت متوسط» بود. این یک عبارت تصادفی یا مبتنی بر شعارهای سیاسی نیست.
این سخنان را آینور جمال، تحلیلگر سیاسی، در گفتوگو با Axar.az درباره سخنان الهام علیاف در نشست مربوط به مسائل کشاورزی در ۲۵ مه بیان کرد.
این تحلیلگر سیاسی تأکید کرد که در سالهای اخیر، مفهوم «قدرت متوسط» در نظریه روابط بینالملل بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته و در چارچوب واقعیتهای جدید سیاست جهانی، معنای ویژهای یافته است:
«قرار گرفتن نام آذربایجان در میان کشورهایی که در این دستهبندی جای میگیرند، برای ما اهمیت ویژهای دارد. طبیعتاً پیش از هر چیز این پرسش مطرح میشود که مفهوم “قدرت متوسط” چه ویژگیهایی را در بر میگیرد.
طی سالهای طولانی، نظام بینالملل عمدتاً بر اساس مفاهیم “ابرقدرتها” و “کشورهای کوچک” شکل گرفته بود. قدرتهای جهانی مانند آمریکا، چین و روسیه دستور کار بینالمللی را تعیین میکردند و سایر کشورها بیشتر در چارچوب حوزه نفوذ این قدرتها ارزیابی میشدند. اما قرن بیستویکم پویایی سیاسی جدیدی ایجاد کرد. اکنون کشورهایی ظهور کردهاند که نه ابرقدرت هستند و نه کشورهای ضعیف؛ اما میتوانند بر روندهای منطقهای و حتی جهانی تأثیر جدی بگذارند، بسترهای دیپلماتیک ایجاد کنند، در امنیت اقتصادی و انرژی نقش مهمی ایفا کنند و مأموریتهای میانجیگری بینالمللی را بر عهده بگیرند. دقیقاً این کشورها «قدرتهای متوسط» نامیده میشوند.
معمولاً کشورهایی مانند برزیل، اندونزی، ترکیه، عربستان سعودی، کره جنوبی، استرالیا، آفریقای جنوبی، قطر و امارات متحده عربی در این دسته قرار میگیرند. معیارهای اصلی که این کشورها را به “قدرت متوسط” تبدیل میکند شامل توان تأثیرگذاری منطقهای، قدرت اقتصادی و منابع انرژی، توانایی اجرای سیاست خارجی مستقل، نفوذ در مجامع بینالمللی، فعالیتهای میانجیگرانه و دیپلماتیک، ظرفیت میزبانی رویدادهای بزرگ بینالمللی، توانمندیهای نظامی و امنیتی، عناصر قدرت نرم و موارد مشابه است. آذربایجان نیز دقیقاً از نظر این شاخصها به جایگاه ویژهای دست یافته است.»
آینور جمال اشاره کرد که روند تبدیل آذربایجان به یک قدرت متوسط، در واقع از چند مرحله مهم عبور کرده است:
مرحله نخست، ایجاد یک پایه اقتصادی قدرتمند بود.
از اواخر دهه ۱۹۹۰، راهبرد انرژی اجراشده موجب شد آذربایجان به یکی از مراکز اصلی انرژی منطقه تبدیل شود. پروژههایی مانند باکو–تفلیس–جیهان، تاناپ و تاپ نهتنها توان اقتصادی کشور را افزایش دادند، بلکه نقش غیرقابل جایگزین آن را در امنیت انرژی اروپا تضمین کردند.
امروز آذربایجان بهعنوان یک شریک راهبردی در نقشه انرژی اروپا ایفای نقش میکند.
مرحله دوم، ثبات سیاسی و سیاست خارجی مستقل بود.
آذربایجان طی سالهای طولانی با اجرای سیاستی متوازن میان قدرتهای مختلف جهانی توانسته روابط خود را هم با غرب، هم با جهان ترک و هم با کشورهای منطقه حفظ کند. همین توازن، تصویر باکو را بهعنوان یک شریک قابل اعتماد تقویت کرده است.
مرحله سوم و مهمترین مرحله نیز بدون تردید، تأمین حاکمیت و تمامیت ارضی خود بود.
جنگ ۴۴ روزه میهنی تنها به بازگرداندن تمامیت ارضی آذربایجان منجر نشد؛ این پیروزی همچنین نقشه ژئوپلیتیکی منطقه را تغییر داد. آذربایجان با اجرای قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل از طریق قدرت نظامی خود، تواناییهایش را به نمایش گذاشت.
زیرا در روابط بینالملل، جایگاه “قدرت متوسط” تنها با اقتصاد و دیپلماسی تعیین نمیشود. یک کشور باید توانایی دفاع از منافع ملی خود و در صورت لزوم، تضمین آن را نیز داشته باشد.
آذربایجان توانست دقیقاً این مسئله را به جهان ثابت کند.
به گفته این تحلیلگر سیاسی، امروز باکو دیگر فقط مرکز یک کشور یا منطقه نیست، بلکه به یک سکوی گفتوگوی بینالمللی تبدیل شده است:
مقیاس رویدادهایی که طی سالهای اخیر در این کشور برگزار شده، بهروشنی این موضوع را نشان میدهد. میزبانی نشست سران جنبش عدم تعهد، رویدادهای سازمان کشورهای ترک، مجامع بینالمللی انرژی، نشستهای گفتوگوی بین ادیان و بین فرهنگها، همچنین رویدادهای مهم جهانی مانند COP29 و WUF13 به هیچوجه تصادفی نیست.
جهان تنها به کشورهایی با اقتصاد قدرتمند نیاز ندارد، بلکه به دولتهایی نیز نیاز دارد که بسترهای قابل اعتماد و امن ایجاد کنند. باکو اکنون دقیقاً بهعنوان یکی از چنین مراکزی شناخته میشود.
یکی دیگر از مزیتهای مهم آذربایجان، نقش آن بهعنوان پلی جغرافیایی و سیاسی است. این کشور در محل تلاقی شرق و غرب و شمال و جنوب قرار گرفته است. پروژه دالان میانی، چشمانداز دالان زنگزور، همگرایی با جهان ترک و نقشی که در امنیت انرژی اروپا ایفا میکند، اهمیت راهبردی باکو را بیش از پیش افزایش میدهد.
مهمترین نکته این است که آذربایجان دیگر فقط کشوری نیست که در روندهای بینالمللی مشارکت میکند؛ بلکه به بازیگری تبدیل شده که دستور کار ایجاد میکند، ابتکار عمل ارائه میدهد و وزن سیاسی آن مورد توجه قرار میگیرد. این دقیقاً جوهره مفهوم “قدرت متوسط” است.
سخنی که رئیسجمهور الهام علیاف امروز مطرح کرد، در واقع جمعبندی سیاسی مسیر بیست ساله آذربایجان است. کشوری که زمانی در حال مبارزه با اشغال بود، اکنون به یکی از مراکز سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک منطقه تبدیل شده است. و بهروشنی دیده میشود که آذربایجان دیگر نه فقط در قفقاز جنوبی، بلکه در جغرافیایی گستردهتر بهعنوان یکی از مراکز مهم قدرت شناخته میشود.