کتابی غیرمعمول را به شما معرفی میکنیم. نویسنده این کتاب رافائل دو مانس (Raphaël du Mans)، راهب و ریاضیدان فرانسوی است. او بیش از ۳۰ سال در اصفهان زندگی کرده و در دربار صفوی بهعنوان مترجم رسمی و مشاور فعالیت داشته است.
به گزارش Axar.az، اثر او با عنوان «Estat de la Perse» که در سال ۱۶۶۰ نوشته شده، یکی از معتبرترین منابع اروپایی برای شناخت سیمای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی امپراتوری صفوی بهشمار میرود.
دو مانس، آذربایجان را بخش شمالغربی امپراتوری، با مرکزیت تبریز، منطقهای بزرگ و ثروتمند توصیف میکند. او اشاره میکند که این نام نهتنها یک سرزمین جغرافیایی، بلکه وطن اصلی قزلباشها ــ یعنی نخبگان نظامی امپراتوری ــ را نیز بیان میکند.
از آنجا که اروپاییها کل قلمرو صفوی را «پرشیا» مینامیدند، او نیز این نام را بهعنوان نام کتاب برگزیده است. اما توضیح میدهد که دولتی که ما آن را «پرشیا» مینامیم، در واقع توسط مردم تورک آذربایجانی اداره و دفاع میشود.
بهگفته دو مانس، ستون اصلی دولت صفوی را تورکان آذربایجانی تشکیل میدهند. او این مردم را گاه «تورکومان» (ترکمن) مینامد و زبانشان را «تورق» معرفی میکند. وی آنها را هم از نظر شیوه زندگی (جنگاورتر و نظامیتر بودن) و هم از نظر زبان، بهطور آشکار از جمعیت فارسیزبان محلی متمایز میداند.
ذکر نام آذربایجان در کتابی متعلق به سال ۱۶۶۰، بار دیگر نشان میدهد که این نام از دیرباز در معنای جغرافیایی وجود داشته است.
نویسنده، آذربایجان را زادگاه سلسله صفوی و مرکز واقعی قدرت آنان معرفی میکند. او در بخش پایانی کتاب، در قسمت واژهنامه، تصریح میکند که زبانی که ارائه میدهد، همان زبانی است که در جغرافیای آذربایجان و در دربار صفوی صحبت میشود.
دو مانس مینویسد که آذربایجانیها در برخورد با یکدیگر بسیار محترمانه رفتار میکنند و در خطاب، بهطور گسترده از واژههایی چون «جانم»، «گوزوم» و «آغا» استفاده میکنند.
او در کتاب تأکید میکند که در دربار صفوی، در ارتش و در میان طبقه حاکم، زبان اصلی ارتباط، زبان تورکی (تورکی آذربایجانی) بوده است. وی این زبان را «زبان فرمان و حاکمیت» توصیف میکند و مینویسد حتی برخی کارگزاران غیرتورک یا اروپاییها برای جلب نظر شاه، تورکی میآموختند و آداب تورکها را تقلید میکردند.
او توضیح میدهد که هرچند زبان فارسی، زبان ادبی و مکاتبات رسمی بوده، اما چون سلسله صفوی و ارتش آن تورکزبان بودند، زبان حاکم در دربار، تورکی بوده است. دو مانس مینویسد هرکسی که میخواست با شاه ارتباط برقرار کند یا در دربار پیشرفت کند، حتی دیپلماتهای خارجی، ناچار به یادگیری این زبان بود.
بهگفته او، بدون دانستن زبان فارسی میشد در دربار زندگی کرد، اما بدون دانستن تورکی، هیچکس نمیتوانست نزد شاه نفوذی بهدست آورد.
او همچنین اشاره میکند که درجات نظامی و فرمانهای نظامی به زبان تورکی آذربایجانی صادر میشدند.
در هنگام مطالعه کتاب، با واژهها و جملاتی مواجه میشوید که نویسنده آنها را با الفبای لاتین و مطابق زبان مردم محلی نوشته است، از جمله:
«Allah sakhlassun»الله ساخلاسن (خدا نگهدار)
«Kochek guildi» گویچک گئلدی(خوش آمد)
«Siz ne gueuziel danichoursiz» سیز نه گوزل دانیشیرسیز (شما چه زیبا صحبت میکنید)
همچنین به گفتوگوهایی از این دست برمیخورید:
«Siz turqi biloursiz?» سیز تورکی بیلیرسیز؟ (آیا تورکی میدانید؟)
«Belli, bilirmen» (بله، میدانم) بلی بیلیرم
«Mene bir az su ver» (به من کمی آب بده)منه بیراز سو ور
او درباره قرهباغ نیز یادداشتهایی دارد. دو مانس مینویسد که قرهباغ عمدتاً محل سکونت و اداره قبایل جنگاور تورک بوده است. درباره دیگر شهرها نیز اطلاعات مفصلی ارائه میدهد.
او ریشههای سلسله صفوی را بهطور مستقیم به محیط تورکِ آذربایجان پیوند میزند و توضیح میدهد که خود صفویان نیز با این هویت خود را تعریف میکردند. فارسها را بیشتر طبقهای مشغول امور مدنی و اداری معرفی میکند و تورکها را ملت جنگاور و حافظ و ادارهکننده دولت میداند.
دو مانس تأکید میکند که نفوذ معنوی صفویان بر قبایل تورک آناتولی، عثمانیها را بهشدت نگران کرده بود. نگاه ترکمانان آناتولی به شاه صفوی بهعنوان «مرشد»، در دربار عثمانی ترس از «شورش داخلی» ایجاد میکرد.
بههمین دلیل، عثمانیها برای قطع این نفوذ و حفاظت از آناتولی شرقی، تلاش داشتند آذربایجان را اشغال کنند.
دو مانس، عثمانیها را قدرتی با جاهطلبی امپراتوری و سیاست گسترش مداوم توصیف میکند و صفویان را طرفی میداند که در پی دفاع از سرزمینهای تاریخی خود هستند.
او در پایان، خطاب به دولتهای اروپایی مینویسد:
«اگر قصد مذاکره دارید، نه کارشناسان فارسی زبان، بلکه کسانی را بفرستید که زبان تورکی و صاحبان واقعی این دربار را میشناسند.»