ترامپ با اشاره به تغییر وضعیت درباره ایران گفته است که تهران «بهدنبال توافق است». او با تأکید بر اینکه نیروهای نظامی مستقرشده در اطراف ایران بیش از نیروهای مستقر در نزدیکی ونزوئلا هستند، افزود مسیر دیپلماسی باز است و آنها (ایران) خواهان توافقاند و بارها تماس گرفتهاند.
این اظهارات ترامپ همزمان با رسیدن ناو هواپیمابر «یواساس آبراهام لینکلن» به محدوده ایران، این گمانه را تقویت میکند که واشنگتن یک طرح دو مرحلهای در پیش دارد.
در مرحله نخست، هدف وادار کردن رژیم به تسلیم در میز مذاکره است:
ایران از برنامه هستهای و همچنین حمایت از نیروهای نیابتی دست بکشد؛
هرچند ساختار حکمرانی کشور تا حدی حفظ شود، اما به سمت یک نظام سکولار حرکت کند و رژیم موجود از صحنه نمایشی کنار برود؛
میتوان مطالبات مطرحشده از ایران را در این چارچوب ارزیابی کرد. تجمع نیروها در اطراف ایران نیز در مرحله نخست با هدف وادار کردن رژیم به تسلیم در میز مذاکره انجام میشود. تهرانِ رسمی ممکن است برای جلوگیری از مداخله نظامی، حفظ تمامیت ایران و نجات وجهه رژیم، پای میز مذاکره بنشیند. با این حال، ماهیت رژیم ایران احتمال پذیرش خواستههای رادیکال آمریکا را کاهش میدهد؛ از این رو، «تمایل به گفتوگو» بیشتر بهعنوان تلاشی برای خرید زمان به نظر میرسد. واشنگتن که به این موضوع آگاه است، ممکن است تاکتیک «گفتوگو و حمله» را بهکار گیرد:
الف) مذاکرات میتواند آغاز شود و در صورت تردید ایران در برابر مطالبات، حملات انجام گیرد؛
ب) برای واداشتن ایرانِ مردد به تسلیم، نخستین حمله میتواند محدود و متوجه اهداف مشخصی همچون رهبری سیاسی ـ نظامی و ساختارهای نظامی باشد؛
ج) به نظر میرسد دامنه مداخله نظامی علیه ایران به انتخاب رژیم ـ تسلیم یا مقاومت ـ بستگی خواهد داشت؛ مقاومت رژیم به حملهای گسترده منجر میشود.
در سناریوی مداخله گسترده در ایران، انتظار میرود عملیاتهای موازی علیه نیروهای نیابتی نیز انجام شود.