دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با فراخوان «نهادهای خود را تصرف کنید، کمک در راه است» و دعوت مردم ایران به قیام، عملاً آغاز مداخله را اعلام کرد و اکنون انتظار میرود که در روزها یا حتی ساعات آینده حملاتی انجام شود.
مداخله احتمالی (که در میان گزینهها، علاوه بر حمله نظامی، حملات سایبری و اقداماتی برای قرار دادن رژیم در تنگنا در برابر اعتراضات یا بازداشتن آن از خشونت نیز مطرح است) پرسشهایی را درباره روند تحولات ایجاد کرده است:
- آیا این حمله به سرنگونی رژیم منجر خواهد شد؟
- آمریکا چه گزینههایی در طرح خود برای ایران دارد؟
در سناریوی مداخله، اهداف اصلی میتوانند زیرساختهای نظامی ایران ـ از جمله سپاه پاسداران، بسیج و نیروهای امنیتی و فرماندهی نظامی که در سرکوب معترضان نقش دارند ـ باشند و این اهداف احتمالاً با حملات هوایی مورد هدف قرار خواهند گرفت. با این حال، دشوار است که گفته شود چنین حملاتی بهطور قطعی به سرنگونی رژیم منجر میشود.
سرنگونی رژیم از طریق مداخله زمینی ممکن است که در دستور کار قرار ندارد؛ هدف اشغال نیست، بلکه ایجاد انقلاب با تاکتیکهای جنگ هیبریدی است. در سناریوی مداخله زمینی، جنگیدن با نیروهای رژیم در عمق خاک ایران دشوار خواهد بود. معترضان با تاکتیک کلاسیک «انقلابهای رنگی» ساختمانهای دولتی را به کنترل خود در میآورند و آمریکا با حملات هوایی مانع دخالت نیروهای امنیتی وابسته به رژیم در این روند میشود. فراخوان ترامپ به معترضان برای «تصرف نهادها» نشان میدهد که واشنگتن این گزینه را مدنظر دارد.
با این حال، ایران تفاوتهای جدی با کشورهای منطقهای دارد که «بهار عربی» را تجربه کردند. اگرچه قدرت در این کشور به یک نفر ـ رهبر دینی ـ وابسته است، اما نظام بر اساس منطق «تکنفره» عمل نمیکند و نمیتوان با قطعیت گفت که کنار رفتن فرد در رأس هرم به تسلیم کامل رژیم منجر خواهد شد. ستونهای اصلی رژیم ـ سپاه، بسیج و دیگر گروهها و نهادهای مسلح ـ بهصورت یک جبهه واحد عمل میکنند.
از این منظر، تصرف نهادهای دولتی توسط معترضان کار آسانی نخواهد بود و احتمالاً با واکنش خونین یک رژیم مسلح روبهرو میشود؛ اما غیرممکن هم به نظر نمیرسد. اگر دامنه اعتراضات و تعداد شرکتکنندگان از توان بالقوه نیروهای وابسته به خامنهای فراتر رود، رژیم ممکن است کنترل اوضاع را از دست بدهد. در این مرحله، حمله آمریکا میتواند تعیینکننده باشد: ضربات واردشده به نیروهای امنیتی و فرماندهی نظامی میتواند توان رژیم را کاهش دهد، تمرکز آن را برهم بزند، «جبهه واحد» را متلاشی کند و در نهایت راه را برای به دست گرفتن قدرت توسط معترضان هموار سازد. در این سناریو، مسئله رهبری و نیروی هماهنگکننده همچنان بهعنوان یک پرسش باز باقی میماند.
در این میان، برنامههای آمریکا درباره آینده ایران نیز مبهم به نظر میرسد. آیا واشنگتن واقعاً خواهان سرنگونی رژیم است؟
بهطور رسمی تأیید شده که میان ایران و آمریکا تماسهایی وجود داشته است، اما ترامپ در فراخوان قیام خود اعلام کرده که تمامی دیدارها با مقامات ایرانی را لغو کرده و تا زمانی که کشتار معترضان ادامه داشته باشد، هیچ دیداری انجام نخواهد شد.
این نکته گمانههایی را درباره طرح آمریکا در قبال ایران ایجاد میکند: تهران خواستههای معترضان را میپذیرد، گامهایی در چارچوب دموکراتیک برمیدارد و تمامی مطالبات مربوط به برنامه هستهای را قبول میکند و در مقابل، رژیم باقی میماند.
بعید نیست که این گزینه بهعنوان «طرح A» روی میز واشنگتن باشد؛ در غیر این صورت، شرطی برای ادامه تماسها با ایران مطرح نمیشد. «طرح B» ـ سرنگونی رژیم و ایجاد حاکمیت و نظام جدید ـ نیز وجود دارد، اما آشکار است که این گزینه فرآیندی طولانیمدت و خونین خواهد بود.
انتخاب میان طرح A و B و اینکه کدامیک عملی شود، به تصمیم رژیم ایران بستگی دارد. با این حال، میتوان گفت که در اعتراضات، نتیجه اولیهای حاصل شده است: بازگشت رژیم به قدرت پیشین، احیای «حاکمیت مطلق» و حتی در صورت تداوم نظام موجود، بازگشت ایران به وضعیت سابق، بعید و ناممکن به نظر میرسد.