خواستههای آمریکا بسیار سنگین است و این موضوع برای ایران، گزینه جنگ را قابلقبولتر میکند. زیرا آمریکا در واقع نهتنها از ایران میخواهد از ظرفیت هستهای خود صرفنظر کند، بلکه خواهان فروپاشی دکترین توسعهطلبانه و تهدیدآمیز آن نیز هست.
عبدالله آغار، کارشناس نظامی ترکیه، در گفتوگو با Axar.az و در تحلیل تنش میان آمریکا و ایران این سخنان را بیان کرده است.
به گفته این کارشناس، این مطالبات چند بُعد آشکار دارند:
- توقف غنیسازی اورانیوم و خارج کردن اورانیوم غنیشده از ایران؛
- محدودسازی تولید موشکهای بالستیک؛
- قطع حمایت از نیروهای نیابتی؛
- پایان دادن به دکترین شیعی که از طریق نیروهای نیابتی اجرا میشود و تهدیدهای بیشماری ایجاد کرده است؛
- کنار گذاشتن دکترین جنگ نامتقارن دریایی؛
- وقوع «بهار ایران» خاص ایران، تحت عنوان آزادی.
همه این موارد در اصل به معنای فروپاشی اسلامگرایی سیاسی شیعی در ایران و از منظر امنیتی، فرو ریختن نظام «هستی–دکترین–ادعا» است.
او افزود که آمریکا و اسرائیل میخواهند تهدید ناشی از ایران را یا بهطور کامل از میان بردارند یا سطح آن را به حداقل برسانند. حتی رویکرد ترامپ نیز روشن است: یا توافق را بپذیر، یا آماده شرایطی بدتر باش!
اما این مسیر دشوار خواهد بود؛ زیرا ایران به هر شکل مقاومت خواهد کرد و بهراحتی در برابر خواستههای آمریکا تسلیم نمیشود. ایران میداند که این مطالبات به فروپاشی نظام حاکم و ایجاد یک ساختار جدید منجر خواهد شد. یعنی برای ایران، موضوع فقط محدودسازی تسلیحات نیست، بلکه به صفر رساندن الگوریتم امنیتی انقلاب است. بنابراین، برای ایران جنگ یک انتخاب مطلوب نیست؛ اما اگر لغو دکترین بهزور تحمیل شود، احتمال گرایش به درگیری بیش از ادامه مذاکرات افزایش مییابد.
به باور این کارشناس، تمایل ایران به انتقال مذاکرات با آمریکا به عمان، موضوعی احساسی نیست:
زیرا ایران هنگام انتخاب محل مذاکرات معمولاً به سه عامل توجه میکند: ضریب ادراک، تصویر بیرونی، و پارامتر رقابت منطقهای.
ایران نمیخواهد ضریب ادراک ژئوپلیتیکی–دیپلماتیک ترکیه، که رقیب آن محسوب میشود، افزایش یابد. همچنین تمایلی ندارد در فضای مذاکرات چندجانبه در ترکیه، با فشار قدرتهای ترک و عربی که نفوذ و وزن بالایی دارند، روبهرو شود.
در نتیجه، ایران منطقهای کمحاشیه را ترجیح میدهد؛ زیرا اگر قرار باشد امتیازی بدهد، این موضوع در ترکیه بسیار پرسر و صدا و در مرکز توجه خواهد بود. عمان اما مکانی آرام، غیرتنشزا برای ایران و خارج از رقابت سنی–شیعی است. حتی میتوان گفت ایران در این روند، ترکیه را نه بیطرف، بلکه طرفِ ماجرا میبیند.
آغار اضافه میکند که در چنین شرایطی، پرسشهایی درباره خواسته واقعی آمریکا مطرح میشود:
خواست اصلی اسرائیل، نابودی کامل شبکههای منطقهای ایران و دفن آنهاست. اما سیاست داخلی آمریکا و دکترین امنیتی اسرائیل همیشه کاملاً همراستا نیستند. در زمانی که آمریکا با چالشهایی مانند چین، اوکراین، شکافهای سیاسی داخلی و فشارهای انتخاباتی روبهروست، تلاش برای فروپاشی نظام ایران میتواند پیامدهای سنگینی داشته باشد.
رسیدن آمریکا و ایران به نتیجه از راههای دیپلماتیک نیز دشوار است؛ زیرا تاکتیکهای خرید زمان، ناهماهنگی اهداف، تنش میان اسرائیل و ایران، و همچنین تهدید و آشوب گستردهای در میان است.
او در پایان میگوید: اگر از این پس تحولی در سطح یک دستکاری بزرگ یا نقطه گسستی که همه محاسبات را بر هم بزند رخ ندهد، نه توافق کامل حاصل خواهد شد و نه جنگی تمامعیار.
احتمالاً شاهد یک تنش راهبردیِ طولانی، کنترلشده و کمنمایان خواهیم بود؛ چراکه هر دو طرف هزینههای یک گسست نهایی را بهخوبی میدانند.