در اعتراضات ایران، شعارهای "شاه جاوید" که به پسر شاه، رضا پهلوی، تعلق دارند، به دو دلیل مطرح میشود: نبود رهبر در اعتراضات و عدم پیدا کردن جایگزینی برای رهایی از رژیم.
با این حال، ادعاهایی که در مورد تأثیر رضا پهلوی بر معترضان در ایران مطرح میشود، افسانه است.
نیروی اصلی که بر روندها تأثیر میگذارد، آذریها هستند که مخالف پهلویاند: یکی از دلایل اصلی دیر پیوستن آذربایجان جنوبی به اعتراضات و سردادن شعارهای ملی، همان "بازگشت ممکن" پسر شاه است، و تبریز با این کار موضع خود را به بازیگران خارجی که میخواهند رژیم را در ایران تغییر دهند، منتقل کرده است.
سایر اقلیتها که در اعتراضات فعال هستند و از خارج حمایت میشوند، از جمله کردها، تجربه سخت ظلم شاه را فراموش نکردهاند.
بازارهایی که هسته اعتراضات را تشکیل میدهند نیز از پهلویهایی که در سال 1979 از سلطنت برکنار شدند، حمایت نمیکنند.
رضا پهلوی با "ظاهر شدن در ویترین" سعی دارد حمایت عوامل خارجی مانند ایالات متحده و اسرائیل را جلب کند. واشنگتن به رهبری پسر شاه با تردید نگاه میکند و ترامپ این را به صراحت بیان کرده است. زیرا پهلوی در اعتراضات ایران "شخصیت یکپارچهکننده نیست، بلکه شخصیتی جداساز است". به دلیل همین ویژگی، دو نیروی مختلف به رهبری پهلوی علاقهمند هستند.
اولین نیرو، رژیم خامنهای است: رهبری پهلوی به دلیل ایجاد اختلاف میان معترضان به نفع رژیم است.
دومین نیرو، اسرائیل است: آمدن پهلوی در ایران پس از رژیم میتواند به تجزیهای که با برنامه تلآویو هماهنگ است، منجر شود.