اقدام غیرمنتظره تهران در قبال باکو، بار دیگر این پرسش استراتژیک را بازتولید میکند: دکترین سیاست خارجی ایران در محیط امنیتی همسایه شمالی، توسط کدام اتاق فکر هدایت و تبیین میشود؟
علیرضا زمانی، اکتیویست و تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک، در تحلیل اختصاصی خود با خبرگزاری Axar.az به تبیین این موضوع پرداخت.
به باور این تحلیلگر، درج نام شبکه تلویزیون دولتی جمهوری آذربایجان (AzTV) در فهرست «رسانههای معاند» توسط وزارت اطلاعات ایران، مظهر و نمود عینی شکاف گفتمانی و تقابل دو رویکرد موازی در ساختار حاکمیتی و تصمیمسازی ایران است:
واقعیت امر این است که در ساختار کانونهای تصمیمگیری ایران، جریانی نفوذ دارد که دکترین روابط با کشورهای پیرامونی را صرفاً در قاب "ادراک تهدید"، "مؤلفههای قدرت سخت" و "خطوط قرمز ژئوپلیتیک" تئوریزه میکند. از منظر این طیف، قفقاز جنوبی نه یک هاب ترانزیتی و فرصت همگرایی، بلکه یک گسل امنیتی و میدان مین اطلاعاتی است که پتانسیل بالایی برای انفجار دارد.
این جریان، رویکرد رسانهای شبکه AzTV در پوشش مسائل قومیتی آذربایجانیهای ایران را واجد سویههای تهدیدآمیز علیه امنیت ملی قلمداد میکند. مواضع رادیکالی نظیر بایکوت و بلکلیست کردن رسانههای رسمی یک کارگزار بینالمللی، محصول خروجی این کانونهای امنیتی است. این دست اقدامات، گرچه ممکن است در کوتاهمدت به عنوان یک سیگنال بازدارنده به طرف مقابل تلقی شود، اما در میانمدت و بلندمدت، هزینههای استراتژیک سنگینی را بر منافع ملی کشور تحمیل خواهد کرد.»
علیرضا زمانی معتقد است که در دوقطبی موجود، تکنوکراتها و بدنه دیپلماتیک-اقتصادی دولت در نقطه مقابل این رویکرد قرار دارند:
"این نحله فکری، منافع استراتژیک و بقای سیاسی نظام را در گرو گشایش کریدورهای ترانزیتی و دیپلماسی ثباتساز در مرزها ارزیابی میکند. از نظر این گامِ دیپلماتیک، ترانزیت سالانه میلیونها تن کالا از طریق کریدور راهبردی "شمال-جنوب"، پروژههای هیدروپلیتیک مشترک روی رودخانه ارس و حفظ کانالهای ارتباطی با باکو، اولویتهای حیاتی و منافع عالیهای هستند که نباید قربانی تصمیمات تکانشی و هیجانی نهادهای امنیتی شوند.اصطکاک این دو پارادایم موازی، روابط تهران و باکو را دچار یک انسداد و پیچیدگی مفرط کرده است".
هر زمان که دستگاه دیپلماسی با تلاشهای سیستماتیک موفق به تنشزدایی، بازگشایی سفارتخانهها و پیشبرد پروژههای مرزی میشود، تصمیمات ناگهانی و منبعث از نهادهای امنیتی در تهران مانند تحریم AzTV، دستاوردهای دوجانبه را به نقطه صفر بازمیگرداند.
تا زمانی که یک استراتژی کلان واحد در قبال کشورهای همسایه در تهران تدوین نشود و سایه نگاه امنیتی از روی پروژههای کلان اقتصادی و ترانزیتی برداشته نشود، دترمینیسم حاکم بر روابط با باکو در چرخه باطل "تنش، آتشبس موقت و بازتولید تنش" محصور خواهد ماند. امروز ارجحیت منافع ملی ایران، عبور از رویکردهای امنیتی انزواگرا و حرکت به سمت عقلانیت دیپلماتیک و ادغام اقتصادی منطقهای است."