بالا

وضعیت ایران و موقعیت، توانایی و وظیفه ما - راشدی

صفحه نخست نویسنده
12 Punto 14 Punto 16 Punto 18 Punto
وضعیت ایران و موقعیت، توانایی و وظیفه ما - راشدی

در نیمه دوم شهریور ۱۴۰۱ در پایتخت ایران تهران، اتفاقی افتاد که اعتراضات و حوادث مهم چند ماه بعد از آن را رقم زد که می‌توان گفت شروع اعتراضات مهم در شهرها با شعار «زن، زندگی، آزادی» همراه بود. دختر شهرستانی با نام «مهسا امینی» از مناطق کُردنشین که برای انجام کاری به تهران آمده بود بخاطر پوششی که مامورین اداره ارشاد آنرا مناسب با معیار این اداره نمی‌دانستند همراه چند خانم دیگر بازداشت و برای ارشاد به مکان منتسب به این اداره می‌برند، در این مکان مهسا امینی تعادل خود را دست داده به بیمارستان منتقل می‌شود و در بیمارستان به کما رفته و چند روز بعد فوت می‌کند!

مرگ مهسا امینی را دولت ناشی از سکته اعلام کرد اما قشر عظیمی از مردم ناراضی از تورم و گرانی افسار گسیخته و محدودیت‌های پوششی و اجتماعی که از آن به تنگ آمده بودند و مخالفین خارج نشین نظام، حاکمیت را مسئول مستقیم و قاتل وی اعلام کردند و در کانالهای تلویزیونی اینترنشنال، من‌ و تو، بی‌بی‌سی، دیگر رسانه‌های دیداری و شنیداری و شبکه‌های اجتماعی مجازی در وسعت گسترده این خبر را همرسانی کردند!

به دنبال این ماجرا و در ۲۹ شهریور تظاهرات اعتراضی گسترده در تهران و در اطراف میدان انقلاب و دانشگاه تهران، تبریز و شهرهای کُردنشین و دیگر شهرها شروع شد و زنان با سوزاندن روسری‌های خود به این اعتراض پیوستند، اغلب شعارها در مناطق فارس‌نشین: «زن، زندگی، آزادی»، در تبریز و دیگر شهرهای آذربایجان: «آزادلیق، عدالت، میللی حکومت» و در مناطق کردنشین «ژن، ژیان، آزادی» بود.

در روزهای بعد هم، این اعتراضات گسترده‌تر شد و تقریبا در اغلب شهرها تظاهرات ادامه داشت تا جایی که پوستر بعضی از مسئولین رده بالای نظام پاره گردید و شعارهای ساختارشکنانه سر داده شد!

بنا به گزارش «صدای آمریکا» از ۲۶ شهریور تا ۲۰ دی ماه ۱۴۰۱ تعداد ۵۲۰ نفر که ۷۰ نفر آن زیر ۱۸ سال بوده در سراسر ایران کشته شدند. اجرای اولین حکم اعدام برای معترض اعتراضات اخیر نیز در ۱۷ آذر ۱۴۰۱ در تهران توسط قوه قضائیه اعلام گردید.

در طول اعتراضات اخیر نقش اصلی تبلیغات و همرسانی را شبکه‌های رادیوتلویزیونی «ایران اینترنشنال»، «من و تو» و «بی‌بی‌سی» فارسی به عهده داشتند که در لندن پایتخت انگلستان مستقر هستند و حتی شبکه «ایران اینترنشنال» با نام: «دعوت جوانان محله‌های تهران، تبریز و ... به اعتراض» در روزهای معین، به تنظیم برنامه‌های اعتراضی می‌پرداخت!

از آنجائیکه این شبکه‌ها، اعتراضات اخیر را به سمت و سوی اعتراضات ناسیونالیستی (فارسی) سوق می‌دادند از نمایش شعارهای هویت طلبانه و عدالتخواهانه در شهرهای آذربایجان چون: «آزادلیق، عدالت، میللی حکومت» پرهیز می‌کردند و در مقابل از فردی آذربایجانی که عضو حزب «پان ایرانیست» و مخالف سرسخت حقوق برابری‌خواهانه و هویت‌طلبانه آذربایجانی‌ها و در کل تورک‌ها و غیرفارسها بود و طرفدار سرسخت نظام سلطنتی و پادشاهی بود، حمایت و به شکل گسترده به تبلیغ اعتراضات وی که در زندان بود می‌پرداختند تا جایی که گفته شد بر اثر شکنجه و شکسته شدن دو پایش، ممکن است پاهایش قطع شود و بر اثر اعتصاب غذای شصت روزه با مرگ مواجه شود! ولی وقتی مادر وی به ملاقات فرزند جوانش که در ۲۲ آبان ماه در بیمارستان سینای تهران بستری شده بود رفت نه اثری از اعتصاب غذا در سیمای فرزندش نمایان بود و نه از شکستگی دو پایش که حتی خطر بریده شدنش می‌رفت!

بعد از این ملاقات و آزاد شدن وی در پنجم آذر ماه ۱۴۰۱ با وثیقه از زندان، وقتی از شکسته شدن پاهایش از ایشان سئوال کردند، گفت: «یکی از پاهایم هنگام بازداشت آسیب دیده بود ولی از آسیب دیدن پای دیگرم اطلاعی ندارم.»؟!

تلویزیونهای «ایران اینترنشنال» و «من و تو» وقتی از کشته شدن «مهسا امینی» و «نیکا شاکرمی» که اولی کُرد و دومی لُر بود سخن می‌گفتند و به تبلیغ آن می‌پرداختند در بیشتر مواقع از بردن نام «حدیث نجفی» که گفته می‌شد تورک آذربایجانی و ساکن کرج بوده و با آمادگی کامل و بستن موی سرش به صورت «دم‌اسبی» به اعتراضات پیوسته و در اعتراضات کشته شده است امتناع می‌ورزیدند!

در این میان فعالین کُرد نیز با مرگ ناگهانی و مشکوک مهسا امینی که به کُردی وی را «ژینا» می‌نامیدند و بر این نام و شعارِ « ژن، ژیان، ئازادی» اصرار داشتند، اعتراضات اخیر را «انقلاب ژینا» نامیده و به شکلی کلیه فعالیتهای اعتراضی ناشی از نارضایتی‌های گرانی، تورم، تبعیضهای نژادی، زبانی، فرهنگی، ناکارآمدی دولت و محدودیت‌های دیگر را در محدوده «انقلاب ژینا» خلاصه می‌کردند! آنها حتی شعار «زن، زندگی، آزادی» را هم متعلق به رهبر یکی از احزاب کُردی که سابقه خوبی هم نداشت منتسب می‌کردند و خود را در راس هرم اعتراضات و «انقلاب ژینا» می‌دیدند و تعیین خط مشی برای آینده ایران را بدون نیاز به خواسته‌های تورکها که عمده‌ترین ملیت غیرفارس بودند و نقش اساسی آنها در انقلابات گذشته بر کسی پوشیده نبود را نادیده گرفته حتی بی‌توجه به جلب اعتراضات عربها و کمترین توجه به نقش بلوچها که بیشترین کشته‌ها را داده بودند و می‌توانستند نقش اساسی در تغییرات جاری داشته باشند، تنها حمایت معترضین فارس محور را کافی می‌دانستند که دستگاههای تبلیغاتی قوی در اختیار داشتند و از نام «مهسا امینی» به عنوان ابزار مخالفت با جمهوری اسلامی استفاده می‌کردند و در آرزوی رسیدن به حکومت مرکزگرای ناسیونالیستی افراطی فارسی بدون شناخت کمترین حق به غیر فارسها بودند!

گرچه اعتراضات در تبریز، اورمیه، زنجان، اردبیل و دیگر شهرهای آذربایجان شبیه مناطق کُردنشین و بلوچ‌نشین که سنّی مذهب بودند و محدودیت مذهبی بیشتری را احساس می‌کردند نبود اما تظاهرات اعتراضی در این مناطق مثل دیگر شهرهای فارس‌نشین ایران و حتی بیشتر از آنها ادامه داشت و کشته شدن «اسراء پناهی خانقاهی» دختر ۱۷ ساله اردبیلی در بیستم مهر ماه و «آیلار حقی» دختر دانشجوی پزشکی اهل تبریز در ۲۵ آبان ماه نشان داد آذربایجان دوش به دوش دیگر شهرهای ایران در اعتراضات شرکت می‌کند، اما انتظار مردم ایران از آذربایجان، بخصوص از شهر تبریز که مرکز اصلی انقلابات در گذشته بوده و حتی ستون رژیم غدار پهلوی با قیام مردم تبریز در ۲۹ بهمن سال ۱۳۵۶ به لرزه در آمده بود، بیش از آن بود که از رسانه‌ها می‌دیدند و می‌شنیدند!

به صورت کلی اعتقاد عمومی در ایران بر این است که از نظر سیاسی هر تغییر و تحولی بخواهد در ایران صورت گیرد بدون دخالت مردم آذربایجان و تورکها، نتیجه‌ای نخواهد داد و بر همین اساس وقتی اعتراضی در کشور صورت می گیرد همه منتظرند ببینند مردم آذربایجان بخصوص مرکز آن تبریز، در این مسئله چه عکس‌العملی از خود نشان می‌دهد! رسیدن مردم به چنین اعتقادی تنها یک خیال‌پردازی ساده نیست بلکه تجربه‌های گذشته بخصوص از زمان برقراری مشروطه به این سو نشان می‌دهد آذربایجان علی الخصوص شهر تبریز، مرکز اصلی قیامها و تحولات سیاسی در ایران بوده است.

اما تجربه یک صد سال گذشته، بخصوص گذشت بیش از چهل و چهار سال از انقلاب اسلامی ایران و اجرا نشدن حتی اصل ۱۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی در مورد تحصیل به زبان غیرفارسی در مدارس آذربایجان و دیگر شهرهای غیر فارس، به ۴۰% از جمعیت ایران یعنی به تورکان ساکن این سرزمین که اکثریت نسبی جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند اما از حقوق اقلیت هم یعنی تحصیل به زبان تورکی (زبان مادری) در مدارس برخوردار نیستند یاد داد برای رسیدن به حقوق انسانی برابر به نسبت کثرت جمعیت همه ملیتهای در ایران، تنها ایجاد تغییرات در حاکمیت و عوض شدن نوع پوشش و زدن کراوات چاره کار نیست، بلکه برای دستیابی به دموکراسی واقعی و حقوق برابر، تغییرات اساسی در فکر و عمل باید صورت گیرد و برای رسیدن به این حقوق، تصمیم درست و به موقع باید گرفت و نباید تابع احساسات حساب نشده و گوشت قربانی سلطنت طلبان و پان ایرانیست‌هایی که حتی حاضر نیستند کمترین خواسته مردم آذربایجان و تورکها را در رسانه‌های خود منعکس کنند، شد.

گرچه مردم آذربایجان تشکلها و احزاب سیاسی در داخل کشور ندارند و احزاب خارج از کشور هم همدلی و یکپارچگی لازم برای اتخاذ تصمیمات یکدست برای چنین مواقعی را جدّی نمی‌گرفتند ولی آنها جریانها، اتفاقات و اعتراضات داخل و خارج ایران را رصد می‌کردند و ضمیر خود آگاه مردم کوچه و بازار هم به آنها می‌گفت که برای بدست آوردن حقوق خود و رعایت حقوق دیگران چه زمانی و چه تصمیمی باید بگیرند.

اکنون از اعتراضات شهریور ۱۴۰۱ بیش از پنج ماه میگذرد و اعتراضات و التهابات گذشته نیز فروکش کرده است اما گرانی افسارگسیخته و تورم، مردم کشور بخصوص طبقه کم در آمد و متوسط را جان به لب کرده است، افزایش قیمت اجناس مصرفی مردم، روزانه، و قیمت دلار ساعتی شده است تا جایی که دلار ۳۰ هزار تومانی مهر ماه ، اکنون یکشنبه هفتم اسفند ۱۴۰۱ و ساعت ۱۸ به ۶۰ هزار تومان هم رسیده است و معلوم نیست تا آخرین ساعت امشب به چه قیمتی برسد؟!

نه تنها قیمت وسائل الکتریکی، الکترونیکی و دیگر لوازم تکنولوژیک و ماشین و خانه با قیمت دلار نوسان پیدا می‌کند، حتی قیمت دارو، برنج، نخود و کشمش نیز با افزایش قیمت دلار بالا می‌رود اما دیگر پایین نمی‌آید!؟ معلوم نیست سقف تحمل مردم برای این سختیها تا چه میزان خواهد بود، مسئولین اقتصادی کشور هم یا سر از اقتصاد در نمی‌آورند و یا با سر در باتلاق اقتصاد فرو رفته‌اند؟!

با چنین شرایطی که بر کشور حاکم است، در آن سوی آبها هم رضا پهلوی و چند سلبریتی در رؤیای سلطنت به سر می‌برند و برای اینده کشور تصمیمات خطرناک‌تر می‌گیرند تا جایی که برای ملیتهای غیر فارس ایران بخصوص برای تورکهایی که بنا به گفته مسئولی چهل درصد از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند هیچگونه جایگاه و حق و حقوقی که در طول صدسال گذشته بوسیله رضا میرپنج و محمدرضا پهلوی و در ادامه آن بوسیله پان ایرانیستهای به ظاهر اسلامی پایمال شده قائل نیستند!

در این بین، البته احزاب کُردی بیکار ننشسته و در پی بدست آوردن امتیازات خاص برای خود هستند؛ تا جایی که بعضی از آنها با رضا پهلوی منتظرالسلطنه بر سر میز می‌نشینند که سهم خود را از حاکمیت نامعلوم آینده بدست آورند و البته مسئولین این احزاب هم که خود را مترقی و مدافع حقوق همه ملیتها و اقوام در ایران می‌دانند هنگام مصاحبه با رسانه‌هایی چون تلویزیون «بی بی سی» وقتی از حقوق اتنیکهای غیرفارس سخن به میان می‌آورند با نام بردن از حقوق کُردها، بلوچها، عربها و تورکمنها، از راندن نام تورکها بر زبان پرهیز می‌کنند!؟ ( مصاحبه عبدالله مهتدی دبیر کل حزب کومله ایران با تلویزیون بی بی سی، شنبه ششم اسفند ۱۴۰۱ ، ۲۵ فوریه ۲۰۲۳)

یعنی هرکس و هر حزب و گروه به فکر حقوق و امتیازات و جایگاه ملت خویش برای آینده‌ای متغیر که ممکن است در حاکمیت ایران پیش آید می‌باشد و این جایگاه و امتیاز زمانی بدست می‌آید که صاحب قدرت چانه‌زنی قوی باشی! برای بدست آوردن قدرت چانه‌زنی قوی هم، احزاب و تشکلهای آذربایجانی و دیگر تشکلهای تورک خارج از کشور با هر گرایش و ایدئولوژی، که معتقد به پایمال شدن حقوق تورکان (و دیگر اتنیکهای غیر فارس) در صد سال گذشته در ایران هستند مجبورند حول یک محور و حقوق اولیه تعریف شده‌ای که حساسیت کمتری را در میان اوپوزیسیون برانگیزد (مثلا سیستم اداری فدرالیسم) گردهم آیند و از میان خود افرادی را به عنوان «شورای تصمیم‌گیری تورکان ایران» و یا هر نامی که صلاح دیده شود برگزینند و از میان این شورا نیز سخنگویی قوی که بتواند نظرات و خواسته‌های شورا را برای رسانه‌ها، افراد و یا مسئولین کشورها بازگو کند انتخاب شود.

انتخاب چنین شورایی به معنی دست کشیدن احزاب از اساسنامه، اهداف و آرمانهای خویش نیست بلکه توافق برای ترسیم نقشه راه برای رسیدن به یک سیستم دموکراتیک برای آینده و جلوگیری از حاکمیت دیکتاتوری کرواتی و سلطنت طلبی کسانی است که هیچگونه اعتقادی به حقوق غیر فارسها در ایران ندارند.

حال با توجه به شرایط خاص ایران و جمعیت پر شمار تورکان در ایران، احزاب آذربایجانی و تشکلهای دیگر تورکان خارج‌نشین نباید بیش از این منتظر حوادث باشند، بلکه به عنوان اهرم قوی‌تر از احزاب و تشکلهای دیگر در صحنه سیاست حضور قوی داشته باشند تا آینده کشور به دست دیکتاتورهایی که حافظه تاریخی وحشتناکی از آنها داریم نیفتد، طبیعی است فعالین حرکت ملی در داخل هم با رصد تحولات، بی‌تفاوت به قضیه نخواهند بود!

مسئله دیگری که نگرانیهای خاص خود را دارد مسئله فکر تجاوز به خاک آذربایجان و بوجود آمدن قتل عام‌های وحشتناک احتمالی در صورت بهم خوردن اوضاع داخلی از طرف احزاب مسلح و تروریستهایی است که چشم داشت به خاک آذربایجان بخصوص در منطقه غرب آن دارند. همه ما مسئولیت حفظ جان برادران و خواهران، پدران و مادران و خاک آذربایجان در همه مناطق آن از دست تروریستهای مسلح داریم. این وظیفه شامل همه کسانی است که در آذربایجان تاریخی زندگی می‌کنند چه در داخل نظام و به عنوان نیروهای نظامی و انتظامی فعالیت می‌کنند و چه بیرون از آن.

برای این مسئله مهم هم نباید منتظر حوادث باشیم بلکه از همین امروز باید خود را برای آن روزی که نباید اتفاق افتد آماده کنیم و راه‌های متفاوت جلوگیری از این اتفاق تلخ را بیابیم.

خلاصه آنکه شرایط امروز ایران شرایطی بسیار حساس و غیر قابل پیش بینی است، برای این دوران متفاوت باید آمادگی کامل داشته باشیم و از منافع شخصی، گروهی و حزبی گذشته به بقای هویت ملی خود بیندیشیم، اگر تعلل کنیم دیگر نباید انتظاری بیش از محو و نابودی ملت خویش و لعن و نفرین نسل آینده برای خود داشته باشیم!

حسن راشدی

تاریخ
2023.05.30 / 14:32
نویسنده
Axar.az
سایر اخبار

الحاق کجا به کجا؟

دشمنی ایران با آمریکا از نوع "کبریت بی‌خطر" است

جمهوری آذربایجان و جمهوری مداحان

تاثیر ناسیونالیسم دولتی- فارسی بر ناسیونالیسم قومی در‌ایران-۷/۸

کنکاش یک نوحه

تاثیر ناسیونالیسم دولتی- فارسی بر ناسیونالیسم قومی در‌ایران-۶/۸

تاثیر ناسیونالیسم دولتی- فارسی بر ناسیونالیسم قومی در‌ایران-۴/۸

جناب پزشکیان گویا فرقی نمی کند چه کسی رئیس جمهور باشد!

ایران نمی‌تواند مانع ایجاد کریدور زنگه‌زور شود

تاثیر ناسیونالیسم دولتی- فارسی بر ناسیونالیسم قومی در‌ایران-۳/۸

اخبار روز
Template fa/footer not found. FILE: /home/axaraz/www/classes/tpl.class.php, CLASS: tpl, LINE: 61