«مرگ تدریجی» دریاچه ارومیه در «سکوت ملی» سپری می شود.
Axar.az، متن کامل مقاله نوشته شده با این مضمون توسط وحید محمدی را ارائه می کند:
چرا کک کسی از «خشک شدن» دریاچه اورمیه نمیگزد؟
متاسفانه برخلاف دیگر فجایع زیستمحیطی کشور که خبرش از سر و کول رسانههای خرد و کلان اپوزیسیون و پوزیسیون، انقلابی و اصلاحطلب، حاشیه و مرکز و ... بالا میرود، طی سالیان گذشته دیدیم که «مرگ تدریجی» دریاچه اورمیه در «سکوت ملی» سپری شد.
وضعیت همانند فرد دچار مرگ مغزی روی تخت بیمارستان شده که شاید مرگش خیال افراد مسئول رسیدگی به او را نیز تا حدودی راحت کند. اما با این تفاوت که اینبار مسئول در مقام قاتل است. انگار که مرگ در مقام مهر خاتمه بر پرونده باشد!؟
مرگ تدریجی دریاچه اورمیه کک کسی را نمیگزد:
چون مسئولین نه از خشکیدن آن، بلکه از خشکاندن دریاچه سود بردهاند و اگر این هم نباشد، زور مقامات حکومت به دستاندرکاران فراقانونی پروسه خشکاندن دریاچه نمیرسد.
کک کسی از مرگ دریاچه نمیگزد، چون اورمیه و بهطور مشخص دریاچه برخلاف بیابانهای بی آب و علف مرکز کشور، هیچگاه جاذبه توریستی دولت-ملت ایرانی نبود، درحالی که اگر شائبهای از همگرایی در ملیگرایی ایرانی یافت میشد، باید از دههها پیش این دریاچه تبدیل به یکی از مراکز توریستی جهان و پارکهای طبیعی تحت حفاظت قانون و دولت میگردید. اما نشد، چون مردمان ساکن اطراف آن نه آریایی بودند و نه پارسی، پس نه گذشته، نه حال و نه سرنوشتشان مهم نبود.
همچنین برای طبقه متوسط شهری مرکز که چون در مقام توریست در اینجا و آنجا با ظاهری شیک و قشنگ نمایان میشود، چون با دریاچه خاطرات سانتیمانتال و عکس سلفی ندارد و لذا مرگش نیز قابل نمایش نبوده، پس بود و نبودش هم مهم نیست. برای این قشر اصل بر نمایشپذیری است.
حال اگر قضیه، مرگ فلان توله حیوانی وارداتی بود که جنابان با آن سلفی داشتند و نامش را کوروش و پیروز و پرسپولیس گذاشته بودند، اکنون صدای «محیط زیست گرایان» اختهی مرکز که «ای وای یوز ایرانی و نماد مقاومتمان را به طرز مشکوکی کشتند» گوش فلک را کر کرده بود. واقعا مشکل این جماعت چیست؟ چون دریاچه اورمیه یوز نیست؟ یا چون دلیل مرگش مشکوک نیست و محرز است؟ یا چون نامش اورمو/اورمیه است و به زبان تورکیست، پس کلاس ندارد؟
به هر ترتیب بهنظر میرسد آزربایجان جنوبی در مسیر مبارزه برای محافظت از جغرافیای خود، سرزمین خود و محیط زیست خود که در مقام مادر تورکهای این خطه از جهان است، و به طور مشخص در مورد دریاچهی اورمیه تنهاست. مرکزگرایان اشغالگر مادامی که سودی هست با ما برادرند! و هرگاه داستان به مصائبی رسید که خود و پدرانشان عامل آن بودند، ما و محیط زیست ما را دیگری، غریبه، نامربوط و تجزیه شده فرض گرفتهاند.