نهم آذر، سالروز صدور اعلامیه آیت الله شریعتمداری مبنی بر غیر قانونی و غیر شرعی بودن اصل ۱۱۰ قانون اساسی است، تا آنهایی که تازه از غار خارج شده و گذر از ۵۷ را تبلیغ میکنند، بدانند که آذربایجان از لحاظ نظری همان سال ۵۸ از ۵۷ گذر کرد، ولی مرکزگرایی مانع عملی شدن آن گذار شد.
نقش شریعتمداری در آن دوره شبیه به نقش مولوی عبدالحمید در دوره فعلی بود و اقدامات این دو شخص در همسویی با مطالبات مردمی و تقابل با انحصار و تکصدایی ارزشمند میباشد. فقط مطالبات منطقهای عبدالحمید و مطالبات سراسری شریعتمداری پررنگتر بود و اعتراض عبدالحمید نیز از عمق بیشتری برخوردار است که این دو تفاوت نیز، در چارچوب تفاوت مذهبی بلوچها با قوم حاکم و قدرت مستقر قابل بررسی است. ولی از آنجا که هواداران عبدالحمید را بلوچها و هواداران شریعتمداری را ترکها تشکیل میدهند و میدادند، هر دو جنبش در چارچوب نهضتهای ملی بلوچ و ترک جای میگیرد.
از همان لحظه تاسیس حزب "خلق مسلمان آذربایجان" قدرت مستقر و مرکزگرایان با آن حزب مخالفت کردند. برای همین اعتراضاتی در تبریز و دیگر شهرهای آذربایجان صورت گرفت و مردم مشکین همچنان میگویند که ما اولین کسانی بودیم که بر علیه انقلاب، انقلاب کردیم.
شریعتمداری ابتدا برخلاف هشدارهای حزب خلق مسلمان با رفراندوم "آری یا نه" موافقت کرد. ولی روند امور، انحصارطلبی قدرت مستقر را بر همه آشکار و معلوم کرد که خواست مردم در قاموس تازه به دوران رسیدهها جایی ندارد. برای همین ایشان در نهم آذر ۵۸ با صدور بیانیهای مخالفت خود با آن قانون تدوین شده را اعلام کرد.
قدرت مستقر میگوید که ۹۹/۵ درصد مردم در آذرماه ۵۸ به قانون اساسی رای مثبت دادند که باور کردنی نیست. برای مثال وقتی خبر مخالفت شریعتمداری به روستای ما (میرکندی در مشکین) رسیده، همه آنهایی که در آن همه پرسی شرکت کردهاند، به این قانون رای منفی دادهاند و از حدود پانصد رای ماخوذه، تنها دو نفر به قانون اساسی رای مثبت دادهاند. یکی از آن دو نفر یعنی آقای ح.م این گفته را برایم تایید کرده و گفت که از آشاغیباش تنها من و از یوخاریباش تنها ح.س رای مثبت دادیم.
وضعیت تبریز و سایر شهرهای آذربایجان نیز مشابه این بوده و ناگفته پیداست که گذار اهل سنت عمیقتر از این حرفها بود، فقط دو ریالی مرکزگرایان خیلی دیر افتاد و همه را به قهقرا کشاند.
ابراهیم ساوالان