مُوَجَّهاتِ عَقلانیِ عَقلِ مُوَجّه:
روشنفکر واقعی کسی است که در تقابل عقل با ارزش های بدیهی زمانه اش سرافراز بیرون آید و روشنگر واقعی روشنفکری است که در تقابل اخلاق عقلانی با مصلحت اجتماعی و روان انفعالی خویش پیروزمند شود.
و به راستی پیشه وری در قیاس با همتایان خود از برجسته ترین روشنفکران و روشنگران تاریخ معاصر جامعه ی سیاسی به اصطلاح ایران است.
اگر فراغت از روح زمانه مستلزم خردِ فارغ از عقلانیت باشد، پیشه وری کسی است که به روحِ فارغ از زمانه بدل شده و نزدیک ترین شخص به لیاقتِ سجیه ی 《 روح عقلانی آزربایجان است ، روحی که همواره در جریان است همچون شاخصی ابدی برای ناظران امر سیاسی ، شاخصی که جریان ناسیونالیسم تخیلی را با وجدانی بیدار و مفکوره ای مترقی از قدم های مستانه دست یاری گرفته و به مسیر میسّر سعادت ملی آزربایجان و رسالت اصیل و غایت نهایی سعادت فردهای آزربایجان مشرف کرده و خواهد کرد.
پیشه وری کسی است که توانست از بنیادی ترین ارزش های زمانه ی مکان خویش فارغ گشته و با شاخص کرامت انسانی به حلاجی مسایل اخلاقی و حقوقی بنشیند ، مسائلی چون برابری زن و مرد و حقوق اجتماعی سیاسی زنان ، مسائلی که ریشه در خاک مرتجع هزار و اندی ساله داشته و از گنداب پدرسالارانه ی جامعه ی فئودال سیراب می شد.
پیشه وری کسی است که تز آزربایجان سیاسی را بنیاد نهاد.
پیشه وری کسی است که امر آزربایجان جنوبی را در حیات سیاسی واقع نهادینه کرد.
پیشه وری کسی است که با سیاست زندگی کرد و با زندگی سیاست ، کسی که الگوی ایرلند آزادی را برای آزربایجان ترسیم کرد.
پیشه وری کسی است که میان امر ایده آل و امر واقع که همواره بحث داغ و معضل استراتژیک انواع سوسیالیست ها بود ،آشتی ایجاد کرده و توانست بدون تقیه و نرمش در اصول ایدئولوژیک ، به استراتژی پایدار نایل شده و بدون اجحاف ،اسراف و توجیه لنینیستی، ایده آل های خویش را از پرده ی ذهن به سفره ی سیاست و اجتماع بنشاند.
در ادامه مطلب به بررسی اجمالی رویکرد میر جعفر جوادزاده ی خلخالی با مرکزیت مساله ی زن در دو ساحت ایده و عمل خواهیم پرداخت.
امر ایده:
پیشه وریِ بیست و شش ساله ۲۶ سال قبل از تاسیس حزب دموکرات آزربایجان ، مقاله ای به زبان تورکی تحت عنوان 《 زحمتکش قادین یولداش لار اوچون 》نوشت ، مقاله ای که در 《روزنامه ی یولداش》 چاپ شده و به وضوح مخبر نبوغ و خردمندی مترقی نویسنده اش می باشد، در متن این مقاله ، دعوت به انقلاب سوسیالیستی و رهایی بشر از ارتجاع موج می زند ، از بی حقوقی محض زنان و آرمان حقوق مساوی میان زن و مرد در روسیه ی سرخ سخن به میان آورده و در پاراگرافی برجسته چنین می نویسد《کمونیست ها مثل مسلمانان که زن را بصورت کالا و حیوان مورد خرید و فروش قرار داده و آن را مثل مایملک خود نگاه می کنند ، نیستند ، کمونیست ها حفظ از ناموس زنان را نه از طریق چوب و چماق و یا رولور شوهرانشان ، بلکه فقط از طریق خود زنان ،به خود زنان می سپارند.》
بعد ادامه می دهد 《کمونیسمی که اعتقاد به برابری حقوق انسان ها دارد چگونه حاضر خواهد شد که با میلیون ها زن تحت ستم همچون مایملک و حیوان برخورد نماید .》
در بندهای پایانی این مقاله به طور خاص به زنان تورک خطاب کرده و می نویسد 《رفقا دیگر وقت آن رسیده است که مادران و زنان تورک و مسلمان حقوق انسانی خود را طلب نموده تا در مسایل اقتصادی ،سیاسی ، اجتماعی با شوهرانشان در یک سطح برابر قرار گیرند.》و در ادامه بدین صورت دعوت بعمل می آورد 《رفقا بیایید برای تحقق چنین اصولی و برای برقراری چنین مناسباتی در کنار همسران انقلابی تان قرار گرفته و مبارزه کنید ، با همسرانتان رفیق شوید ، رفیق پایدار آزادی》 همچنین در پایان نوشته ،ورود زنان مبارز را به اتحادیه تبریک گفته و چنین تمنی می کند 《تا به حال رسم چنین بوده که زنان کارهای مخصوص به خود را داشته و مردان کارهای مخصوص به خود را ، اما ما باور داریم که از این به بعد ، در مسایل سیاسی و اجتماعی با زنان در یک ردیف نشسته و به بحث و گفتگو مشغول خواهیم شد》
پیشه وری در مقاله ای دیگر، در هشتم مارس ۱۳۰۳ ، به مناسبت روز جهانی زن ، به مقاله ی برجسته ی دیگری ، در سومین شماره ی نشریه ی 《شرق قادینی》 که در آن زمان تنها نشریه ی زنان کارگر بود ، می پردازد که در طی آن به فمینیسم سکسیستی بورژوازیک تاخته و اظهار می دارد تا زمانی که زنان کارگر تحت ستمِ مضاعف در فعالیت های اجتماعی وارد نشده و به فرم حقوقی برابر با مردان و زنان بورژوا دست نیافته اند ، سخن گفتن از جنبش واقعی زنان غیر ممکن و عبث است ، رویکرد انتقادی این متن نسبت به فمینیسم بورژوازی هم تراز و هم طینت با فمینیست های برجسته ی مارکسیست از جمله لوئیس مورگان و کلارا زتگین و رزا لوکزامبورگ است که همانا نشان از درک صحیح از مبحث آزادی و معضلات حقوقی و هستی شناختی زنان می باشد.
امر واقع:
۲۱ سال بعد ، فرقه ی دموکرات با رهبری پیشه وری و با بنیه ای غنی آراسته و متمتع به 《کمیته ی ایالتی حزب توده》 ، 《آزربایجان جمعیتی》 ، 《آزربایجان زحمتکش لر تشکیلاتی》 ،《آزربایجان آنتی فاشیست جمعیتی》 ،《دموکراسیا طرفدارلاری مرکزی》 ،《آذربایجان فعله همکارلار اتفاقینین ایالت شوراسی》 و جمیع نخبگان و روشنفکران و فعالان سیاسی اجتماعی چپ ، تشکیل گردیده و فرصت کوتاه یک ساله ایجاد شد تا میرجعفر اندیشه ها و ایده های عدالت طلبانه اش را به کرسی عمل بنشاند ، فرصتی کوتاه برای به وقوع پیوستن آرمان های بلندنظرانه ، واقعیتی که حاوی درسی بی همتا به ایدئالیست های نا امید و رئالیست های عقیم می باشد ، اینکه با تبحر ، درایت ،پشتکار ، باور راسخ و استراتژی هماهنگ با اصول گفتمانی، می توان ایده آل ها را در امر رئال به نحو احسن به منزلگاه عمل نشاند.
از همان روزهای اول تشکیل کابینه در کنار فوریت هایی چون تشکیل ارتش، چاپ کتب آموزشی به زبان مادری و زمینه سازی تدریس زبان تورکی، تقسیم اراضی فئودال ها در میان روستاییان ، احداث جاده های جدید ، راه سازی، آسفالت خیابان ها، راه اندازی دوباره ی کارخانه های فرسوده ، نصب تیر های برق ، تعبیه ی روشنایی خیابان ها، تاسیس مدارس جدید و دانشگاه تبریز بعنوان دومین دانشگاه ایران و... به نهادینه کردن امر برابری زن و مرد در ساختار سیاسی و اجتماعی نیز اهتمام ویژه ای خرج داد ، چنانکه از همان روزهای اول در تمامی مراسمات رسمی فرهنگی سیاسی حکومت ، دعوت ویژه ای از زنان بعمل آمده و از فعالیت اجتماعی و امکان خروج از حصارهای خانه بهره برداری شده و تمجید گردید.
در همین راستا ،حکومت خودمختار آذربایجان ،درست ۱۷ سال قبل از تصویب قانون حق رای زنان توسط حکومت پهلوی ، زنان آذربایجان را از حق انتخاب کردن و انتخاب شدن همزمان با زنان کشورهای مترقی و مدعی احقاق حقوق بشر همچون فرانسه بلژیک ایتالیا ژاپن برخوردار کرد.(لازم به تاکید است که آزربایجان شمالی در به رسمیت شناختن این حق در سال ۱۹۲۱ ، از پیشتاز ترین کشورهای جهان بشمار می آید)
پیشه وری و رهبران فرقه به این غایت رضایت نداده و مجاهده کردند تا دستاوردهای حکومت خودمختار را به کل کشور به اصطلاح ایران گسترش دهند ، بدین ترتیب با اقناع و پافشاری سران فرقه موافقت نامه ای میان نمایندگان حکومت ملی آذربایجان وحکومت مرکزی تهران با هدف تنظیم و قبول لایحه اصلاح قانون انتخابات با تاکید بر آزادی ودموکراسی و برابری که شامل حقوق سیاسی برابر زنان با مردان نیز میشد به امضا رسید چنانچه از آن پس می بایستی زنان در سرتاسر کشور از حق انتخاب کردن و انتخاب شدن همتراز با مردان برخوردار می گشتند.
در این رابطه در نشریه ای که بنام《بیداری ما》 که از طرف«تشکیلات زنان» به چاپ می رسید، راجع به موافقت نامه ی مذکور مقاله ای به چاپ رسیده و با تشکر از سران حکومت ملی آذربایجان از جمله شخص پیشه وری از زنان آزربایجان بعنوان پیشروان و پیشتازان جنبش زنان تشکر و تمجید شد،در بخشی از مقاله زنان آزربایجانی ،اینچنین مورد تکریم مرقوم شده است ، «زنده باد زنان آزربایجانی که یک قدم جلوترازمارفتند درحالی که پرچم آزادی ما را همچنان دردست دارند!» ، «زنده باد نهضت آذربایجان، ایجاد کننده دوره جدید وباسعادت ایران!»
علاوه بر این در نامه ی فرستاده شده به پیشه وری توسط «جمعیت طرفداران حقوق زنان» با تشکر و تحسین از شخص پیشه وری و سران حکومت ملی به سبب میسر و هموار ساختن راه آزادی و عدالت در کل کشور ،می نویسد : « از برکت نهضت عظیم فرقه دموکرات زمینه مساعد برای آزاد شدن زن ها ازقیود ومحرومیتی که قرنها نصیب آنها بوده واسترداد حقوق آنها وشرکت آنها را در انتخابات وسایر حقوق اجتماعی آماده گردیده است.»
در خاتمه باید معترف شد که ، سران حکومت ملی آذربایجان اسوه ی وفاداری و تعهد بودند ، وفادار و متعهد به آرمان ها و وعده های خویش ، به فرهنگ ،زبان و سعادت آزربایجان ،به یاری بر رفیقان ، ستمدیدگان ، زحمتکشان ، به عدالت و آزادی ، به برابری همه ی انسان ها ،به تساوی حقوقی زن و مرد، به رهایی از تمامی غل و زنجیرها ، به نفی و رفع تمامی تبعیض ها و به برچیدن تمامی حقوق پایمال شده ...
حقوقی که پس از یکسال همراه با امیدهای جوانه زده ی دیگر ملت های تحت ستم ایران، در قتل عام سال ۱۳۲۵، در بحبوحه ی آتش برافروخته از کتاب های تورکی توسط وفاداران به حکومت مرکزی ، توسط وفاداران به فاشیسم ، نابرابری ، فقر و استبداد به نسيان و سخره گرفته شده و با نیستی و تحجر جایگزین شد.
آری پیشه وری یک خائن تمام عیار بود ، لیکن خائن به فاشیسم ، نابرابری ، فقر و استبداد...