با افزایش سایه جنگ و بالا گرفتن رویارویی میان ایران و ایالات متحده، یک گسست عمیق درون حاکمیت جمهوری اسلامی شکل گرفته است.
به گزارش Axar.az، برخلاف گفتمان یکدست رسانههای دولتی، فضای سیاسی کشور به دو اردوگاه کاملاً متضاد تقسیم شده است؛ طیفی از دولتمردان باسابقه و اصلاحطلبان که بقای کشور را در گرو تصمیمات سخت دیپلماتیک و صلح میدانند، و در مقابل، جبههای از محافظهکاران تندرو که هرگونه انعطاف را مرادف تسلیم و نابودی ارزیابی میکنند.
بخش مهمی از کارگزاران ارشد ادوار گذشته حاکمیت، با درک ابعاد خسارتهای سنگین نظامی و ضربات تشکیلاتی اخیر، آشکارا بر لزوم بازنگری در خطوط قرمز تأکید دارند.
برخی دیپلماتهای کهنهکار معتقدند هنگامی که موجودیت یک سرزمین در معرض تهدید جدی قرار میگیرد، حتی تن دادن به پیمانهای تاریخی تلخ و واگذاری امتیازات بزرگ، بر نابودی کامل ارجحیت دارد.
سران احزاب میانهرو در هشدارهایی بیپرده به مقامات عالیرتبه نظامی و اجرایی، هرگونه ماجراجویی یا ریسکپذیری در شرایط فعلی را غیرقابلقبول دانسته و خواستار بهکارگیری تاکتیکهای عقبنشینی برای صیانت از مرز بوم شدهاند.
این گروه با به چالش کشیدن روایتهای رسمی مبنی بر «پیروزی مطلق»، تأکید دارند که حجم آسیبهای وارده به زیرساختها و سرمایههای انسانی ایران با طرف مقابل قابلمقایسه نیست و نباید با آمارسازیهای تبلیغاتی، کشور را به سمت یک تقابل ویرانگر هدایت کرد.
در سوی دیگر این قطببندی، جریانهای رادیکال و رسانههای نزدیک به نهادهای نظامی، کارزاری سنگین را برای سرکوب این صداها آغاز کردهاند.
تندروها مواضع متمایل به مذاکره را پروژهای همسو با اهداف دشمن توصیف میکنند. آنها فرستادن سیگنال مصالحه را نوعی وادادگی دانسته و از دستگاههای امنیتی و قضایی خواستهاند تا سخنگویان این جریان را به اتهام تضعیف روحیه ملی محاکمه کنند.
این جریان معتقد است امتیازدهی در حوزههای راهبردی مانند توان موشکی، هستهای و نفوذ منطقهای، تضمینی برای صلح ایجاد نمیکند، بلکه راه را برای تجزیه کشور هموار خواهد کرد. از نظر آنها، هزینه مقاومت به مراتب کمتر از هزینه تسلیم است.