بالا

شووینیسم فارسی و سرچشمه های آن-عرصه های ادبی

صفحه نخست نویسنده
12 Punto 14 Punto 16 Punto 18 Punto
شووینیسم فارسی و سرچشمه های آن-عرصه های ادبی

استاد علی بابازاده ایگدیر، از نویسندگان و فعالان دردآشنای آذربایجان جنوبی هست که، در راستای شناساندن چهره‌ی مرموز تفکر موسوم به پان ایرانیسم و شوونیسم فارسی به قشر جوان و جامعه تورکان ایران زحمات زیادی کشیده است.

بخش فارسی سایت Axar.az به پاس خدمات این استاد گرانمایه، سلسله مقالات اینترنتی ایشان را درج و تقدیم می‌کند.

قسمت قبلی

قسمت هفدهم

حوزه های عمل شعوبیّه (قسمت سوم)
۳ ـ عرصه های ادبی (شعر و نثر)
پیشتر اشاره شد که یکی از حوزه های مهم فعالیت شعوبیان عرصۀ ادبیّات و شعر و نثر بود. ادبیّات شعوبی شامل دو شاخۀ ادبیّات عربی و ادبیّات فارسی بود.
در حوزۀ ادبیّات عربی تلاش ادیبان شعوبی مصروف ترجمۀ آثار پهلوی به عربی بود و در این گذر کتب بسیاری از پهلوی به عربی نقل گردیدند. ذکر مثالب عرب هم بخش دیگری از درون مایۀ این ادبیات را تشکیل داد. بخش دیگر ادبیّات عربی عبارت از شعرسرایی شاعران این اندیشه بود. آنها به لطف تبحّری که در زبان عربی حاصل کرده بودند ضمن سرودن اشعار مدحی در ستایش، خلفا، وزرا، سرداران، قبایل و ... در مواقعی نیز مضامین و تمایلات هویّت گرایانۀ خود در شعر به کار برده و با سرودن اشعار مفاخره آمیز در پی تذکار مراتب برتری قوم خود و ترغیب هم نژادان و هم زبانان برای بازگشت به هویّت خود برآمدند.
در قرون بعدی حوزۀ ادب فارسی هم میدان فراخ دیگری برای جولان این گروه فراهم ساخت و آنها موفّق شدند ضمن تأکید بر مراتب برتری خود و تبلیغ مفاخر عجم و کوبیدن ترک و عرب شعار بازگشت به هویّت فرهنگی خود را این بار به زبان فارسی تازه گردانند. همچنین ادبیّات فارسی به ابزار و مکانی برای ثبت اساطیر و داستان های باستانی بدل گردید. آفرینش چندین شاهنامه به نظم و نثر در یک دورۀ خاص از دیگر توفیقات این فرقه در استفاده از زبان و ادب بود .
شاهنامه سرایی را می توان مهم ترین جنبۀ استفاده شعوبیان از ادبیات در شاخۀ ادبیات فارسی به حساب آورد. در این باره، در یک دورۀ زمانی کوتاه و در یک مکان معیّن، شاهنامه سرایان و شاهنامه نویسان چندی ظهور می کنند در این باره شش نفر را سراغ داریم که به طور مجزا، ظاهراً به قصد ادای دین به یک درد ملی واحد، به یک خیال تاریخی واحد مبتلا شده اند و یک کوشش فرهنگی و ادبی واحد را پیش گرفته اند.
مسعودی مروزی، از شاعران قرن سوم و اوایل قرن چهارم هجری اولین شاهنامه سرای خراسان بوده است. بعد از او نوبت به شاهنامۀ منثور ابومنصور ابن عبدالرزاق طوسی می رسد تا در میانه های قرن چهارم تدوین گردد. ابوالمؤید بلخی از شاعران دوره سامانی و نیمه اول قرن چهارم نیز شاهنامه ای به نثر تدوین می کند و بعد از او ابوعلی محمد بن احمد البلخی از نویسندگان نیمه دوم قرن چهارم شاهنامۀ منثور دیگری به بازار شاهنامه نویسی عرضه می کند.
نفر بعدی ابومنصور محمد بن احمد دقیقی بلخی از شاعران بزرگ قرن چهارم و معاصر سامانیان است که به نظم شاهنامه می پردازد، لکن به دلایلی بعد از سرودن قریب هزار بیت، به دست یکی از غلامان خود کشته می شود.
شاعر و شاهنامه ساز بعدی ابوالقاسم فردوسی طوسی شاعر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم است که موفق ترین نمونه از شاهنامه را عرضه کرده و آن را در حدود سال ۴۰۰ هجری قمری به پایان می رساند.
به تعبیر تایماز اورمولو این همه فعالیت در طول کمتر از نیم قرن در محدوده ای از مرو تا طوس کم عجیب نیست. شعوبیان برای ساختن تأییدیه‌ای برای جعلیات پیش‌ساخته خود از قبیل یشت های اوستا، یادگار زریران، کارنامه اردشیر بابکان، داستان رستم و اسفندیار و غیره، احتیاج مبرمی به چنین کتابی داشتند، زیرا از یک طرف این کتاب می توانست مرجع تأییدی بر روایت های جعلی آنان برای تاریخ پیش از اسلام بسازد و از دیگر سو تاریخ ایران را که چشم انداز پیش از اسلام آن تیره و تار بود، جان تازه بخشد و ایرانیان را تا زمان ظهور نخستین انسان ـ کیومرث ـ همه‌کارۀ جهان بنمایاند.
داستان شهربانو
جعل افسانۀ «شهربانو» در زمرۀ اقدامات مهم و چشمگیر و اثرگذار شعوبیان به شمار میآید. این داستان در اوایل قرن سوم هجری برای ایجاد تحریف در دین، پناه گرفتن در سنگر تشیّع و طرح اسلام ایرانی طراحی شد و شعوبیان کوشیدند بر اساس جهان بینی باستانی خود که مبتنی بر اصالت خون و نژاد بود، طرح اسلام ایرانی را از طریق پیوند خونی و نژادی میان خاندان پیامبر و خاندان یزدگرد سوم آخرین شاه ساسانی برقرار کنند. بر این اساس بود که افسانۀ ازدواج امام حسین (ع) با شهربانو دختر موهوم یزدگرد سوم را شایع کردند و این افسانه را در سایۀ تکرار و تأکید و برخی ترفندهای دیگر تا حدود زیادی به درجۀ قبول نزدیک ساختند و این افسانه تا آنجا پیش رفت که به باور عقیدتی توده های شیعه تبدیل شده و در زمرۀ حقایق تاریخی تلقّی گردید.
با وجود تلاش و تمهیدات بسیاری که شعوبیان در ساختن داستان شهربانو به کار بستند، در متن و بطن این داستان مسائل عمده ای خودنمایی می کرد که راه را برای پی بردن به جعل داستان هموار می ساخت. نکتۀ نخست وجود نمودهای شعوبی متعدّد در افسانۀ شهربانو بود. داشتن فرۀ ایزدی و نورانی شدن مسجد هنگام ورود شهربانو به مسجد مدینه، روی پوشاندن شهربانو از عمر و به کار بردن تعابیر تلخ علیه او که نماد و نشانه ای از کینه توزی اعاجم از عمر بن خطّاب محسوب می شد، دفاع حضرت علی (ع) از خاندان ساسانی شهربانو و هرمزان سردار ساسانی، ترسیم گفتگوی صمیمانه، خودمانی و مسبوق به سابقۀ باطنی بین حضرت علی(ع) با شهربانو، مکالمۀ حضرت علی(ع) با شهربانو به زبان فارسی و جفت خواستن از خون پاک (خون ساسانی و خون خدا) از جملۀ نشانه ها و نمادهای شعوبیگری در این داستان بود.
انتخاب نام «شهربانو» که به منزلۀ معادلی از «سیّده النّسا»، «عقیله» و امثال اینها بود، نشانی از انتخاب نام مقبول و مسبوق به سابقه داشت، هر چند که خود این نام هم ابهام تازه ای می آفرید. «شهربانو» یک نام فارسی دری بود و ساختن نام فارسی برای دختر پادشاه پهلوی زبان هم یک خبط بزرگ به شمار می آمد. علاوه بر این خود این لفظ حکایت از متأخّر بودن جعل داستان شهربانو داشت. در زمان خلاف عمر، عصر خلفای راشدین و حداقل دو قرن و بیشتر بعد از این وقایع؛ فارسی به قاعده سه هزار کیلومتر دور از مدینه یا مدائن تکلّم می شد و وجود و حضور فارسی در عراق عرب جز یک دروغ بزرگ چیز دیگری نبود.
آثار پهلوی باقی مانده برای هیچ فارسی زبانی قابل قرائت و فهم معنی نبود و پرواضح بود که در ساختن چنین اسمی یک بی دقتی آشکار صورت گرفته بود. شعوبیان کهنه و نو سعی کرده اند، با مبهم نگه داشتن زبان مردم عراقین و هروله بین فارسی و پهلوی بسته به موقعیّت از الفاظ فارسی و پهلوی برای اثبات حضور قوم خود در میانه و غرب فلات ایران بهره بگیرند و پهلوی و شعبات آن را زبان انحصاری این فلات معرّفی نمایند.
داستان شهربانو (قسمت دوم)
جدا از ابهامات قبلی، یک نکتۀ دیگر بر ساختگی بودن داستان «شهربانو» صحّه می گذارد. برساختن تصویری شاعرانه و رمانتیک از انتخاب جفت، خرامیدن اشرافانه و آنگاه دست گذاشتن شهربانو بر کتف امام حسین (ع) به عنوان شوهر انتخابی خود، معلوم می کند که شعوبیان در ساختن داستان به جنبه های زیبایی شناسانۀ داستان نیز توجّه داشته اند.
تراشیدن ارتباط معنوی بین خاندان حضرت رسول و خاندان ساسانی و خواستگاری پیامبر از شهربانو در عالم معنا و مسلمان شدن شهربانو به دست حضرت فاطمۀ زهرا (س) در عالم معنی هم، گوشۀ دیگری از تلاش جاعلان برای باورپذیر کردن داستان بوده است.
شعوبیان به دلیل دست داشتن در کار قلم و تصنیف سعی کرده اند به جنبه های مربوط به سندیّت داستان هم توجّه کنند. انتخاب زیرکانۀ اشخاص تاریخی برای باورپذیر کردن داستان ار جمله شخصیّت های فعال در اشغال ایران یکی از این تدابیر است. ایجاد اختلاف اقوال عمدی در منابع تاریخی نیز راه چاره ای برای قطعی نشان دادن داستان بوده است.
مردن یا میراندن شهربانو در تاریخ پس از به دنیا آوردن امام سجّاد(ع) برای از بین بردن امکان تعقیب تاریخی قضیّه تدبیر بدی نبوده است، هر چند که همان اختلاف اقوال در منابع تاریخی در اینجا هم شرف حضور دارند.
در برخی منابع و روایات شعوبی «شهربانو» نه یک همسر که همه کارۀ زندگی امام حسین (ع) معرّفی می گردد. این نکته هم نتوانست نقطۀ پایانی بر کار افسانه «شهربانو» بگذارد و راویان اخبار روایت کردند که این بانوی محترمه بعد از واقعۀ کربلا راه وطن خود را در پیش گرفت و به ایران آمد و در ایران از دنیا رفت، تا به یاری این داستان، با امامزاده سازی برای شهربانو این حکایت به خیر و خوشی تمام گردد.
ادامه دارد...

تاریخ
2024.09.23 / 17:45
نویسنده
علی بابازاده ایگدیر
سایر اخبار

الحاق کجا به کجا؟

دشمنی ایران با آمریکا از نوع "کبریت بی‌خطر" است

جمهوری آذربایجان و جمهوری مداحان

تاثیر ناسیونالیسم دولتی- فارسی بر ناسیونالیسم قومی در‌ایران-۷/۸

کنکاش یک نوحه

تاثیر ناسیونالیسم دولتی- فارسی بر ناسیونالیسم قومی در‌ایران-۶/۸

تاثیر ناسیونالیسم دولتی- فارسی بر ناسیونالیسم قومی در‌ایران-۴/۸

جناب پزشکیان گویا فرقی نمی کند چه کسی رئیس جمهور باشد!

ایران نمی‌تواند مانع ایجاد کریدور زنگه‌زور شود

تاثیر ناسیونالیسم دولتی- فارسی بر ناسیونالیسم قومی در‌ایران-۳/۸

اخبار روز
Template fa/footer not found. FILE: /home/axaraz/www/classes/tpl.class.php, CLASS: tpl, LINE: 61